اختصاصی/معاون آموزش و پرورش جایگاه "تربیت دینی" در نظام آموزشی را تشریح کرد
مبارزه با "بازاری رفتار کردن با پژوهش"/ضرورت تحول در روش‌های انتقال مفاهیم دینی

خبرگزاری فارس: معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش با اشاره به ضرورت وجود الگوهای دینی در نظام آموزشی کشور، به تشریح ابعاد موضوع «تربیت دینی» پرداخت و تأکید کرد: امروز روش‌های انتقال پیام دینی به نسل جدید، باید پویا و متحول شود.

خبرگزاری فارس: مبارزه با "بازاری رفتار کردن با پژوهش"/ضرورت تحول در روش‌های انتقال مفاهیم دینی

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، موضوع «تربیت دینی» یا به تعبیر دقیق‌تر آن، «تربیت اسلامی» و جایگاه آن در نظام آموزش و پرورش، از گذشته تاکنون همیشه محل بحث و تأمل صاحب‌نظران بوده است؛ اینکه اساساً مفهوم تربیت دینی چیست و این نوع از تربیت، چه شاخصه‌ها و بایدها و نبایدهایی دارد؟ آفت‌ها و تهدیدهای پیش روی تربیت دینی نسل امروز چیست؟ مصداق‌ها و الگوهای عینی تربیت دینی چه کسانی هستند و چه درجاتی را در زندگی طی کرده‌اند؟ و از همه مهمتر اینکه، نظام آموزش و پرورش ما در دهه چهارم حیات انقلاب اسلامی تا چه حد به این مسئله در فضاها و محتواهای آموزشی توجه کرده است و چه راهی را برای آینده ترسیم می‌کند؟

هرچند امسال هفته «تربیت اسلامی» در اسفندماه با سکوت نسبی و کم رونقی قابل توجه در سطح کلان و میانی آموزش و پرورش گذشت و پیام و راهبرد مشخص و جدیدی از معاونت پرورشی و فرهنگی به ویژه اداره کل امور تربیتی و مشاوره بیرون نیامد، اما فرصت را غنیمت شمردیم و در روزها و دقایق پایانی سال 90، در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام دکتر محی‌الدین بهرام محمدیان، استاد دانشگاه و معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش بخش‌هایی از زوایای «تربیت دینی» را جویا شدیم. 

***

* فارس: به نظر شما در فرآیند تعلیم و تربیت، «الگوهای دینی» چه نقشی دارند و آیا اساساً در این عرصه،‌ توجه به این الگوها ضرورت دارد یا خیر؟

* حجت‌الاسلام محمدیان: به اعتقاد بنده «تربیت» یک جریان پیوسته و دائمی است که برای زمینه‌سازی «هدایت» افراد شکل می‌گیرد؛ این هدایت نیز به منظور تعالی و شکوفایی و رشد همه جانبه و متعادل استعدادها و قوای درونی و طبیعی انسان در مسیر قرب الهی صورت می‌گیرد؛ در طی این جریان، ضرورت دارد که افراد شایستگی‌های لازم را برای درک و شناسایی موقعیت انسانی خود در نظام آفرینش و در عرصه‌های ارتباطی با خدا و خلق کسب کنند و عمل شایسته و متناسب با آن را برای بهبود این موقعیت براساس ایمان و باوری که دارند، انجام دهند.

کسب این شایستگی‌ها اولاً نیازمند برنامه تربیتی و ثانیاً مستلزم وجود مربی است و انجام عمل متناسب و شایسته هم نیازمند داشتن الگو و نمونه است؛ بنابراین، ضرورت دارد که در این جریان که در اصطلاح «صیرورت» (شدن) نام دارد، انسان طبق برنامه، الگو و مربی داشته باشد.

به همین جهت است که خداوند متعال مسئولیت تربیت را بر عهده انبیاء و پیامبران برگزیده خود گذاشته است و آنان مسئولیت پیدا کرده‌اند که انسان‌ها را به شناخت آفریدگار هستی و یک زندگی خداباورانه هدایت کنند.

اما این نوع تربیت و شناخت و متجلی ساختن آن در رفتارهای فردی و اجتماعی و به کار گرفتن آموزه‌های آن در ارتباط با خود و خدا و اجتماع و خلقت و محیط اطراف خویش، نیازمند طرح و برنامه و نیز راه و روش و نمونه‌های عینی و عملی است؛ این نمونه‌های عینی و عملی همان «الگوها» هستند که بدون وجود آنها پیمودن مسیر کمال برای انسان میسور نیست.

انسان کامل نیز در هر دوره و عصری، اسوه و الگوی کامل آن دوره و زمانه است و هدایت بشر در آشکار و نهان باید به دست او صورت گیرد و بشریت باید به او اقتدا کند.

* فارس: با این حساب و با قبول اهمیت وجود چنین الگوهایی، آیا در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور ما به اندازه کافی به این الگوها توجه شده است؟

* حجت‌الاسلام محمدیان: همانطور که گفتم، توجه به الگوها در فرایند تعلیم و تربیت یک امر ضروری و بایسته است و در هر نظام فکری و سیاسی نیز الگوهای متناسب با آن نظام مورد توجه قرار می‌گیرد؛ در نظام فکری اسلام در فرایند تعلیم و تربیت الگوهایی بر اساس «نظریه اسلامی تعلیم و تربیت» مطرح می‌شود که در این رابطه، تعبیر «اسوه حسنه» به عنوان یک الگو به وجود مبارک پیامبر اسلام (ص) اطلاق شده و در قرآن کریم نیز زندگی حضرت ابراهیم (ع) و مؤمنان به ایشان به عنوان نمونه‌هایی از اسوه حسنه ارائه شده است.

از سوی دیگر، واژه «امام» در اندیشه اسلامی و ولایی‌ ما تنها کاربرد سیاسی ندارد، بلکه «امام» یعنی آن انسان متعالی که می‌تواند در عینیت زندگی و در تمام شئون محل اقتداء و تبعیت دیگران باشد.

بنابراین در نظام تعلیم و تربیت رسمی پرداختن به این موضوع امری لازم و واجب است، اما در مقام اجراء و عمل به صورت نسبی در این زمینه موفق بوده‌ایم که باید در تدوین و تنظیم برنامه‌ها و تولید محتواهای آموزشی و تربیتی به صورت همه جانبه به این الگوها بپردازیم؛ البته باید یادآوری کنم که ارائه این الگوها می‌تواند در لایه‌های مختلف و متنوع و در ابعاد گوناگون باشد، به طوریکه در مجموع بتوانیم با استناد به آنها سبک و الگوی زندگی در جهان معاصر را برای خود و دیگران طراحی کنیم.

*فارس: با توجه به ضرورت و نیازی که برای مطرح شدن اولیای الهی به عنوان الگوها و اسوه‌های تربیتی برای نسل امروز وجود دارد، کدام ویژگی از مجموع ویژگی‌های این شخصیت‌ها در برنامه‌های درسی دانش‌آموزان مطرح شده و مخصوصاً برای ارائه الگوهایی از زنان بزرگ، چه اقدامی انجام داده‌اید؟

* حجت‌الاسلام محمدیان: در کتاب‌های درسی به مؤلفه‌هایی از رفتار بزرگان دینی مانند پیامبران آسمانی، ائمه معصومین (ع) و بانوان بزرگی علاوه بر حضرت زهرا (س) مانند حضرت خدیجه، مریم، آسیه و هاجر که در قرآن کریم و ادیان آسمانی مورد احترام و توجه‌اند، اشاره شده است.

این مؤلفه‌ها شامل رفتار آنان در «ارتباط با خداوند متعال، ارتباط با دیگران، ارتباط با خود، ارتباط با نظام آفرینش» و در قالب موضوعاتی مانند عبادت و بندگی، خانواده و جامعه، محیط زیست، فرهنگ و آموزش، بهداشت، اقتصاد و سیاست مورد بحث قرار گرفته است.

در واقع اگر بخواهیم رفتار این الگوهای بزرگ را در منابع درسی با نشانه‌های خاصی مورد اشاره قرار دهیم، می‌توان در زمینه‌ها و عناوینی مانند «سوابق زندگی فردی، ویژگی‌‌های جسمانی، اخلاقی و دوره‌های زندگی آنان، برخوردهای آنان در محیط ‌های خانوادگی و اجتماعی و اقدام آنها در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توصیه‌های آنان نسبت به پرورش فضایل اخلاقی، روحیه حقیقت‌جویی، تحقیق و پژوهش و تفکر، علم‌آموزی و سوادآموزی و کسب روزی حلال، حمایت از حق‌طلبان، مبارزه با ستمگران، رعایت بهداشت فردی و عمومی، روانی، رعایت حقوق دیگران، مهربانی و رعایت حقوق کودکان، توجه به بزرگسالان و سالخوردگان، مهربانی با دختران و زنان و مادران، احترام به قانون، تعاون و همکاری» مطرح و به دانش‌آموزان ارائه کرد.

* فارس: الگوهایی که به آنها اشاره کردید، بسیار ارزشمند هستند و جای کار کردن در رابطه با آنها هم بسیار زیاد است، اما به نظر شما در روش‌های پرداختن به الگوها نیازمند تحول نیستیم؟

* حجت‌الاسلام محمدیان: اساساً امروز ضرورت نگاه پویا و فراگیر به آموزش و انتقال پیام‌های تربیتی و دینی برکسی پوشیده نیست؛ مخصوصاً در مراجعه به الگوها ضرورت دارد که اولاً نیازهای امروز را از نو شناسایی کنیم، چراکه انسان امروز، انسان درگیر و گرفتار تجدد و نوگرایی است که با تجارب متعددی از شکست و ناکامی‌ مواجه شده و به همین خاطر، امروز دنبال رویکرد نوینی نسبت به اخلاق و معنویت و ارزش‌های دینی و به عبارتی به دنبال «سبک زندگی» است.

علی‌رغم همه تبلیغات می‌توان اذعان کرد که انسان امروز و نسل‌ معاصر این معنا را دریافته است که راه مطمئن برای هدایت و تربیت انسان برای دستیابی به تعالی و کمال، رفتن به سمت آموزه‌های آسمانی است؛ در واقع انسان معاصر به چنین تجربه ارزشمندی با تمام وجودش رسیده و البته در برابر خودش سؤال‌ها و پرسش‌هایی نیز می‌بیند که برای آنها پاسخ می‌طلبد؛ از سوی دیگر، جریان مخالفی نیز هست که این آگاهی را برای نسل بشری مخصوصاً جوانان بر نمی‌تابد و همچنان و به صورت مداوم بر طبل دین‌ستیزی و اخلاق‌گریزی می‌کوبد و تلاش می‌کند که اگر در دین‌گریزی نسل جوان توفیق نیابد، حداقل از دین‌گرایی آنها جلوگیری کند، مخصوصاً در ارتباط با دختران و زنان باید کارهای ویژه‌ای انجام پذیرد.

هرچند که هر انسانی یک حقیقت واحد است و دختر و پسر یا زن و مرد ندارد، اما امروز نظام سلطه وارد کار شده و به جای نخبگی و فرهیختگی زن به دنبال برهنگی و فریبایی اوست و به جای آن که «فطرت» را در او شکوفا کند، به دنبال تحریک غریزه است؛ بنابراین، ارائه الگوهای متعالی از زن امروز که مبتنی بر «عقلانیت دینی» باشد، ضروری است.

دین در نگاه ما معیار هدایت و عامل معنادهی و هویت‌بخشی به انسان چه زن و چه مرد است که مجموعه دستورات آن، به زندگی دنیوی و اخروی ما نظم و انسجام می‌دهد؛ البته، التزام و پایبندی به دین علاوه بر آنکه نیازمند اغنای عقلانی است، باید با اطمینان قلبی نیز همراه باشد، به همین دلیل در پذیرش دین نمی‌توان تحکم کرد یا آن را با اجبار و اکراه به عقل و دل کسی تزریق کرد.

* فارس: دقیقاً بحث ما هم همین است؛ با توجه به تغییر در روش‌های دین‌ستیزی از سوی دشمن، نظام آموزشی ما در انتقال دین و پیام‌های دینی به نسل نوجوان و جوان چه تغییراتی ایجاد کرده‌ یا اساساً باید ایجاد کند؟

* حجت‌الاسلام محمدیان: برای انتقال مفاهیم پویا و ماندگار دین و تربیت دینی نسل امروز، باید ساز و کارهای مناسب به همراه نمونه‌های در دسترس ارائه شود؛ اساساً آموزه‌های دینی چه در حوزه اعتقادات و چه در حوزه اخلاق و عبادات و احکام چهره‌ای عقلانی دارد و شخص در پذیرش و التزام به این معارف باید آنها را موجه و مدلّل و امکان‌پذیر بیابد که البته در روزگار ما، با توجه به هجمه پرشتاب شبهه‌‌ها و پرسش‌ها این کار بسیار سخت و سنگین و ظریف است.

مربیان، مبلغان و همه کسانی که متولی فرهنگی در نظام و حاکمیت دینی هستند رسالت سنگینی دارند؛ اولاً باید برای مستدل و منطقی ساختن اعتقادات دینی بکوشند و از برداشت‌های نادرست و غیرمنطقی از آموزه‌های دینی جلوگیری کرده و آنها را تصحیح کنند و از سوی دیگر، راهکارهای متناسب را برای انتقال این مفاهیم بشناسند و نمونه‌های موفق را معرفی کنند و به عبارت دقیق‌تر، چیز جدیدی را در ویترین تربیتی نشان دهند.

آنچه که از هجمه‌ها و شبهه‌ها و ابعاد گسترده آن در عصر ارتباطات بیان می‌شود، نمی‌تواند فی نفسه مانعی در برابر گسترش فرهنگ دینی و تحقق تربیت دینی در بین نسل جوان باشد؛ مسئله این است که با شناختن زمان و نیازهای آن که آن هم مستلزم شناختن جریان‌های فکری و اندیشه‌ای و ترفندهای دشمن در القاء شبهات است و نیز با آگاهی نسبت به روش‌های نوین انتقال پیام، می‌توان از همین فضا و فرصت‌ها برای گسترش دعوت دینی بهره گرفت. 

البته باید بگویم که زمان‌شناسی، نیازسنجی، جریان‌شناسی و آگاهی یافتن به روش‌های جدید انتقال پیام، اولاً خود نیازمند مطالعات، پژوهش و تحقیق در عرصه‌های نظری و کاربردی با روش‌های مختلف کتابخانه‌ای، پیمایشی، نظرسنجی، پرسش‌نامه و مشاهده است؛ ثانیاً، ایجاد فضای سالم برای نقد، بررسی، ارزیابی اندیشه و باز تولید دانش و معرفت ضرورت کار است. 

نکته مهم این است که باید توجه داشته باشیم که این فضا و این فرصت، بدون جرأت و جسارت علمی که منجر به پیدایش گفتمان‌های جدید در حوزه تفکر و تربیت دینی شود، عقیم می‌ماند؛ البته معلوم است کسی در این فضای فکری می‌تواند وارد شود که از قدرت و توانایی علمی بهره‌مند باشد و دیگر اینکه، پایبند و متعهد به قانون و روش‌مندی در مباحثات باشد، از مغالطه بپرهیزد، تناقض‌گویی نکند و در مقام استدلال و برهان، شعر نگوید.

نکته دیگر که باید به آن اشاره کنم، مربوط به تولید اندیشه و رعایت برخی از ملاحظات است؛ در این رابطه، حاکمیت روحیه یأس یا شتابزدگی از جمله آفات در امر مهم اندیشه‌ورزی است؛ بر قله دیدن رقیب، نشناختن خود و خودی و گمان بردن به اینکه هر چه بوده پیشینیان گفته‌اند و کرده‌اند و آنچه از روش‌های تبلیغ و ابلاغ بوده، عمل شده و نتیجه‌اش موفق نبوده، از عوامل حاکمیت روحیه یاس است.

در مقابل خود بزرگ‌بینی، مغرور شدن به اینکه هنر نزد ما هست و بس، و بازاری برخورد کردن با تحقیق و پژوهش به این معنا که سفارش‌دهنده دنبال چه نتیجه‌ای است، از جمله آفات اندیشه‌ورزی است؛ با در نظر گرفتن این اصول، باید تلاش کنیم تا در جریان بازنگری و تحول در نظام آموزشی، به آن نقطه‌ای دست یابیم که شایسته و بایسته نظام اسلامی است.

 انتهای پیام/